Confusable
already (adv) previously; prior to some specified time
.e.g. The governor has already thrown his hat into the presidential ring
all ready (adj) completely prepared in every way
.e.g. The troops are all ready to be transported to Guam
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ ساعت 16:9 توسط Ms.Babai
|
هدف از تاسیس وبلاگ انجمن علمی گروه زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، معرفی این انجمن و فعالیت های متنوع آن، اطلاع رسانی و همچنین ارائه خدمات علمی، آموزشی وفرهنگی می باشد. امید است بتوانیم گامی موثر در جهت ارتقاء سطح علمی گروه زبان برداریم.